كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
359
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
الَّذِينَ آنانند كه از روى صدق يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ پيروى مىكنند فرستاده را كه صفت اوست النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ پيغمبرى نانويسنده و ناخواننده و صفت آن حضرت ص بدين صفت تنبيهست بر آنكه كمال علم او با وجود اميّت يكى از معجزات او مىتواند بود فرد نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسئلهآموز صد مدرس شد و در بحر الحقائق فرموده كه عرب اصل و منشا را ام گويند چنانچه مكه را ام القرى گويند كه مبدأ و منشاء همه شهرها و ديهههاست و لوح محفوظ را ام الكتاب خوانند كه اصل همه كتب است پس حضرت رسالتپناه ص را باصل منسوب ساخته تا دانند كه اصل همه موجودات و اوّل همه مكوّنات اوست و نكتهء لولاك لما خلقت الافلاك مؤيّد اين معنيست بيت تو اصل وجود آمدى از نخست * دگر هر چه موجود شد فرع تست الَّذِي آن پيغمبرى كه يَجِدُونَهُ مىيابند اسم و صفت او را مَكْتُوباً نوشته عِنْدَهُمْ نزديك ايشان فِي التَّوْراةِ در توريت آنجا كه مىگويد احمد الضحوك القتال يركب البعير و يلبس الشملة تا آخر وَ الْإِنْجِيلِ و در انجيل آنجا كه از قول عيسى مىفرمايد انى ذاهب الى ربى و ربكم و الفار قليطا جاء تا آخر يَأْمُرُهُمْ مىفرمايد اين پيغمبر امّى ايشان را كه پيروان اويند بِالْمَعْرُوفِ به نيكوئى كه توحيد است وَ يَنْهاهُمْ و باز مىدارد ايشان را عَنِ الْمُنْكَرِ از منكر كه شرك است و گفتهاند معروف مكارم اخلاق است يا صله رحم يا انصاف و منكر مساوى اخلاق است يا قطع رحم يا عدم انصاف وَ يُحِلُّ لَهُمُ و حلال مىگرداند بر ايشان الطَّيِّباتِ مطعومات پاكيزه را كه بر اهل جاهليّت حرام كرده بودند چون بحيره و سائبه و جز آن يا مستلذات محرمه بر يهود چون شحوم وَ يُحَرِّمُ و حرام مىسازد عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ بر ايشان خورشهاى پليد را چون مردار و خون و لحم خنزير يا مالهاى ناوجه را چون رشوت و ربوا وَ يَضَعُ و فرومىنهد يعنى تخفيف مىكند عَنْهُمْ از ايشان إِصْرَهُمْ بار گران ايشان را يعنى سبك مىگرداند بر امت خود اوضاع شرع را و گويند مراد آن چيزهاست كه در شريعت موسى ع بر بنى اسرائيل الزام كرده بودند چون قطع عضوى كه گناه ازو صادر شود و قطع آن مقدار از جامه كه نجاست به دو رسد و جز آن وَ الْأَغْلالَ و ديگر سبك مىكند و برمىدارد از ايشان غلها و بندها الَّتِي آنكه بوقت موسى ع كانَتْ عَلَيْهِمْ بود بر ايشان و آن قتل نفس بوده است در توبه و قصاص بىعفو و ديت و احراق غنيمت و غير آن فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ پس آن كسانى كه بگرويدند بدين نبى امى از بنى اسرائيل وَ عَزَّرُوهُ و تعظيم كردند او را وَ نَصَرُوهُ و يارى دادند او را بر دشمنان وَ اتَّبَعُوا و پيروى كردند النُّورَ الَّذِي آن نورى را كه أُنْزِلَ مَعَهُ فروفرستادهاند با نبوت او و مراد قرآن است و گفتهاند لفظ مع دلالت بر بقاء قرآن مىكند يعنى فروفرستادهشده است و با او باقى خواهد بود بخلاف الواح كه بر موسى ع فرود آمده و اكثر آن را باز بر آسمان بردند و نكته در آنكه قرآن را نور گفت بهغايت روشنست چه امور دين و دنيا ازو مفصلست و هويدا أُولئِكَ آن گروه كه ايمان آوردند و تعظيم و نصرت و متابعت پيغمبر كردند هُمُ الْمُفْلِحُونَ ايشانند رستگاران از عذاب و فائز به رحمت و ثواب .